اصلاح راهبرد بازدارندگی

 

1 – در دهه های اخیر، راهبرد ایران برای جلوگیری از جنگ و مقابله با سیاست ها و اقدامات سلطه طلبانه آمریکا و جاه طلبانه اسرائیل در غرب آسیا، مبتنی بر اتحاد و تقویت توان نظامی گروه های جهادی در عراق، لبنان، یمن، فلسطین و دولت وقت سوریه با تشکیل جبهه ای فراگیر با عنوان《 جبهه مقاومت》بوده است.‌ این جبهه، حدود دو دهه با فرماندهی سردار قاسم سلیمانی که شخصیتی کاریزما نزد گروه های جهادی داشت، منسجم و قدرتمند بود. پس از شهادت جانسوز او، جبهه مقاومت، انسجام لازم را نداشته است. عملیات هفتم اکتبر گروه حماس، بدون اطلاع و هماهنگی با ایران (تنها دولت حامی گروه های جهادی) صورت گرفته است. بنابراین، مقامات ایران یا نمی بایست در مورد عملیات حماس، موضع حامی اتخاذ کنند یا همه گروه های جهادی را به اقدام قدرتمند و هماهنگ علیه اسرائیل بسیج می کردند. اگر چنین شده بود، اسرائیل حتی قادر به اشغال و تخریب غزه نمی شد تا برسد به آتش افروزی در سراسر منطقه و هدف قرار دادن گروه های جهادی، یکی پس از دیگری و در نهایت حملات وحشیانه به ایران!! به بیان دیگر، ظرفیت های جبهه مقاومت به علت فقدان انسجام و فرماندهی واحد به تحلیل رفت؛
2-  توافقات جامع راهبردی 25 ساله با چین و روسیه با جدیت پیگیری نشد، در حالی که اگر اجرایی شده بودند، چه بسا از جنگ های 12 و 40 روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران جلوگیری می شد؛
3- بستن تنگه هرمز ضرورت نداشت؛ واضح بود که باعث تشدید بحران می شود. اکنون بحران اصلی، محاصره دریایی ایران است، در حالی که حملات قدرتمند و پشیمان کننده به پایگاه ها و دارایی های آمریکا و اسرائیل در منطقه کفایت می کرد؛
4 – مقامات سیاسی و نظامی ایران بارها اعلام کرده اند، تسلیحات پیشرفته ای در اختیار دارند که تا کنون استفاده نکرده اند؛ اگر چنین تسلیحاتی وجود دارد، بکارگیری آنها می تواند باعث تغییر معادلات شود و اگر نیست در اسرع وقت خریداری و بکارگیری شود.
راهبرد بازدارندگی را اصلاح کنید؛ با منسجم کردن جبهه مقاومت، اجرایی کردن توافقات راهبردی با چین و روسیه و ساخت یا خرید هر نوع تسلیحاتی که قابلیت بازدارندگی داشته باشد تا متجاوزان وادار به عقب نشینی شوند.
محمد نادری

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا