واعظی: اگر مذاکره را کنار بگذاریم، باید روشن کنیم جایگزین عملی آن چیست؟/ جهت عبور از این شرایط باید قدرت دفاعی و دیپلماسی یکدیگر را پوشش دهند

خبرآنلاین: پس از پشت سر گذاشتن یک دوره پرتنش و در شرایطی که موضوع جنگ، مذاکرات و نحوه مواجهه با تحولات منطقه همچنان در مرکز توجه افکار عمومی قرار دارد، امیدها برای از سرگیری مذاکرات ایران و آمریکا افزایش یافته است.
در این میان، حضور مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل و استفاده از ظرفیتهای سیاسی و رسانهای این رویداد، یکی از موضوعات مهم به شمار میرود.
محمود واعظی، رییس دفتر رییس جمهور در دولت دوازدهم، در گفتگو با خبرآنلاین، معتقد است ایران باید از ظرفیتهای موجود برای تشریح مواضع خود، تبیین ابعاد جنگ و پیگیری منافع ملی نهایت بهره برداری را داشته باشد.
وی همچنین تأکید دارد که توان دفاعی کشور و دستاوردهای حاصل از ایستادگی مردم باید در عرصه دیپلماسی به پشتوانهای برای دستیابی به نتایج سیاسی و امتیازات راهبردی تبدیل شود.
واعظی در این گفتوگو درباره سفر رئیسجمهور به نیویورک، مذاکرات، تفاهم ۱۴ مادهای، چهار مسیر پیش روی ایران و رفتار دونالد ترامپ سخن گفته است.
در ادامه مشروح گفتگوی محمود واعظی با خبرآنلاین میآید:
**********************************************
سوال: با توجه به انتقادهایی که نسبت به سفر رئیسجمهور به نیویورک مطرح شده، اساساً حضور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل را در شرایط فعلی چگونه ارزیابی میکنید؟
واعظی: مجمع عمومی سازمان ملل یکی از معدود فرصتهایی است که کشورها میتوانند بدون واسطه، دیدگاهها و مطالبات خود را در برابر بخش بزرگی از افکار عمومی جهان مطرح کنند.
اهمیت این رویداد البته فقط به سخنرانی در صحن مجمع عمومی محدود نمیشود. بخش مهمی از دیپلماسی در حاشیه اجلاس شکل میگیرد و دیدار با سران کشورها، مسئولان دولتها، شخصیتهای سیاسی و حتی گروههای اثرگذار فکری و رسانهای، ظرفیتهایی است که نباید نادیده گرفته شود.
برای ایران، بهویژه پس از جنگ و در شرایطی که روایتهای مختلفی درباره تحولات کشور در رسانههای بینالمللی مطرح میشود، استفاده از این فرصت اهمیت بیشتری دارد.
حضور رئیسجمهور باید با برنامهریزی دقیق همراه باشد تا این سفر به یک فعالیت هدفمند سیاسی، رسانهای تبدیل شود.
سوال: به نظر شما مهمترین پیام ایران در این سفر چه باید باشد؟
واعظی: لازم است ابعاد مختلف جنگ، خسارات انسانی و مادی واردشده و همچنین مواضع ایران درباره روند مذاکرات برای افکار عمومی جهان توضیح داده شود.
باید تأکید کنیم که از منظر جمهوری اسلامی ایران، کشور در موضع دفاع مشروع از تمامیت ارضی خود قرار داشته و همزمان مسیر گفتوگو را نیز دنبال کرده است. از این منظر، ضروری است تا برای افکار عمومی بینالمللی تبیین شود که چگونه روند مذاکره تحت تأثیر اقدام نظامی یکطرفه دشمن متجاوز قرار گرفت.
مطلوب است تا این موضوع محوری با ادبیاتی دقیق، مستند و قابل فهم بیان شود. امروز جنگ روایتها نیز بخشی از واقعیت سیاست بینالملل است و اگر ما روایت را مستقیماً ارائه نکنیم، دیگران به جای ایران روایات مد نظر خود را به شکل وارونه تعریف خواهند کرد.
سوال: آیا ظرفیت رسانههای بینالمللی حاضر در نیویورک نیز میتواند مورد استفاده ایران قرار گیرد؟
واعظی: قطعاً. حضور گسترده رسانههای بینالمللی در نیویورک یک ظرفیت حائز اهمیت است. رئیسجمهور و هیئت همراه میتوانند از این امکان برای تشریح دیدگاههای ایران، پاسخ به ابهامات و ارائه روایت کشور درباره جنگ، مذاکرات و سیاست منطقهای استفاده کنند.
در کنار این موضوع، ایران باید سیاست منطقهای خود را نیز روشنتر توضیح دهد. جمهوری اسلامی ایران میتواند بر این نکته تأکید کند که خواهان روابط سازنده با کشورهای منطقه، کاهش تنش و برقراری ثبات است.
سوال: یکی از محورهای مهمی که در این میان مطرح شده، تفاهم ۱۴ مادهای و آینده مذاکرات است. این تفاهم چه جایگاهی میتواند داشته باشد؟
موضوع تفاهم ۱۴ مادهای، روند مذاکرات و اختلافات مربوط به تعهدات طرفین، از جمله مواردی است که جمهوری اسلامی ایران آن را عدم پایبندی طرف آمریکایی میداند، و ضروری است تا این محور ها بهصورت دقیق برای افکار عمومی جهان توضیح داده شود.
باید تاکید شود که اگر میان دو طرف چارچوبی شکل گرفته و دو رئیسجمهور آن را امضا کردهاند، همواره ایران معتقد بوده که با حفظ اصول اساسی و احترام متقابل میتوان تفاهم را مبنایی برای ادامه گفتوگو و پیگیری راهحل سیاسی قرار داد.
اساسا دیپلماسی زمانی معنا پیدا میکند که بتواند دستاوردهای میدانی و ظرفیتهای کشور را به نتیجه پایدار سیاسی بدل سازد. دستاوردهای نظامی در دفاع عزتمندانه غیور مردان سپاه و ارتش، انسجام ملی، ظرفیتهای بومی و موقعیت ژئوپلتیک همگی از مولفههای قدرت ایران و پشتوانه ای برای مذاکرهکنندگان هستند.
سوال: برخی معتقدند در شرایط فعلی مذاکره ممکن است به معنای عقبنشینی تلقی شود. پاسخ شما چیست؟
واعظی: مذاکره به معنای عقبنشینی نیست. مذاکره یک ابزار برای تأمین منافع است. همانطور که دفاع نظامی برای صیانت از کشور ضرورت دارد، دیپلماسی نیز ابزار دیگری برای تثبیت منافع کشور است.
معتقدم دستاوردهای حاصل از مقاومت عزتمندانه و بازدارنده نیروهای مسلح، تلاشهای بیتکلف نیروهای امنیتی، میدانداری مردم عزیز و تلاشهای بیشائبه دولت، باید در مذاکرات بهعنوان امتیازاتی ملی به رسمیت شناخته و در نهایت، بهعنوان دستاورد و پیروزی ماندگار به ثبت برسد. این دستاوردهای ارزشمند میتواند پشتوانه قوی برای مذاکرهکنندگان جهت دستیابی به حقوق حقه ملت و کسب امتیازات بیشتر در میز مذاکره باشد. میدان و دیپلماسی در تقابل با یکدیگر نیستند بلکه مکمل یکدیگرند و هر دو در خدمت یک هدف یعنی تأمین منافع ملی قرار دارند.
سوال: شما از چهار وضعیت پیش روی ایران سخن گفتهاید. این چهار وضعیت چیست؟
واعظی: اگر واقع بینانه نگاه کنیم، چهار مسیر را میتوان تصور کرد. نخست، احتمال بروز مجدد حمله نظامی است. در چنین شرایطی وظیفه هر کشوری دفاع از تمامیت ارضی و امنیت ملی خود است و ایران نیز از ظرفیتهای دفاعی لازم برخوردار است.
مسیر دوم، استمرار جنگ است. موضع ایران این بوده که خواهان جنگ نیست، اما اگر جنگ تحمیل شود، کشور از خود دفاع خواهد کرد. با این حال، ادامه یک درگیری طولانی و فرسایشی موضوعی متفاوت است و باید پیامدهای آن برای اقتصاد، جامعه و امنیت کشور بهصورت مستقل مورد بررسی قرار گیرد.
مسیر سوم تسلیم شدن است که روشن است جمهوری اسلامی ایران چنین رویکردی را در چارچوب اصول خود نمیپذیرد. استقلال و صیانت از منافع ملی از اصول اساسی کشور بوده و خواهد بود و دشمنان شیر فهم شده اند که فشار و تهدید به تسلیم منجر نخواهد شد انشالله.
مسیر چهارم، مذاکره عزتمندانه است. مذاکرهای که در آن منافع کشور، حقوق ایران و خطوط اساسی نظام حفظ شود و از ظرفیتهای ایجادشده در عرصه نظامی برای رسیدن به نتیجه پایدار سیاسی بهره برداری لازم صورت گیرد.
سوال: مخالفان مذاکره معمولاً چه گزینهای را باید به جای آن مطرح کنند؟
واعظی: به نظرم این سؤال کاملاً جدی است. اگر مذاکره را کنار بگذاریم، باید روشن کنیم جایگزین عملی آن چیست؟ آیا قرار است جنگ ادامه پیدا کند؟ آیا باید وارد یک چرخه فرسایشی شویم که زمان پایان آن مشخص نیست؟ دفاع از کشور در برابر تجاوز کاملاً عقلایی است، اما دفاع از تمامیت ارضی با استمرار دائمی جنگ یکسان نیست.
اگر بتوان با حفظ حقوق و مصالح ملی و در چارچوب تفاهم موجود، مسیر جنگ را به سمت ترتیبات سیاسی هدایت کرد، این موضوع برای کشور هزینه هایی دارد و باید مورد توجه قرار گیرد. تجربه جنگهای معاصر نیز نشان میدهد که در نهایت، حتی زمانی که میدان نظامی تعیینکننده بوده، پایان پایدار منازعات معمولاً نیازمند نوعی ترتیبات سیاسی و دیپلماتیک است.
سوال: در این میان، عملکرد ایران در جنگ اخیر چه تأثیری بر آینده مذاکرات خواهد داشت؟
واعظی: مهمترین پیام این دوره برای طرف مقابل این است که فشار و تهدید به تسلیم ایران منجر نمیشود. ایران در جنگ چهلروزه از ظرفیتهای دفاعی و بومی خود استفاده کرد و اجازه نداد اهداف اعلامشده طرف مقابل محقق شود.
اکنون باید این ظرفیت بهدرستی مدیریت شود. رزمندگان نهایت آمادگی را حفظ کنند و اقدامات طرف مقابل را با دقت تحت رصد قرار دهند، اما همزمان دیپلماتها نیز از هر فرصتی برای تأمین منافع کشور استفاده کنند. جهت ثبات پایدار و عبور از این شرایط ویژه ضروری است تا قدرت دفاعی و دیپلماسی یکدیگر را پوشش دهند.
سوال: با توجه به شرایط سیاسی داخلی آمریکا و انتخابات پیشرو، آیا احتمال بازگشت به مذاکره وجود دارد؟
واعظی: به نظر میرسد فضای سیاسی آمریکا و نزدیک شدن به انتخابات میتواند بر رفتار دولت این کشور اثرگذار باشد و نشانههایی از تمایل به بازگشت به مسیر گفتوگو را میتوان در این چارچوب بررسی کرد.
برای ایران مهم این است که از چنین ظرفیتی بدون عدول از اصول و خطوط اساسی استفاده کند. هنر دیپلماسی همین است که کشور بتواند در شرایط پیچیده، فرصتها را شناسایی و آنها را به منافع ملموس تبدیل کند.
در نهایت، مذاکره نه هدفی مستقل، بلکه ابزاری برای تأمین منافع ملی است. اگر توان دفاعی، ظرفیت سیاسی، موقعیت منطقهای و پشتوانه اجتماعی کشور بتواند در کنار دیپلماسی قرار گیرد، امکان آن وجود دارد که دستاوردهای میدان در میز مذاکره نیز به نتایج پایدار سیاسی تبدیل شود. هدف نهایی باید پایان جنگ، حفظ منافع و حقوق ایران و ایجاد شرایطی باشد که امنیت، ثبات و توسعه کشور در بلندمدت تقویت شود.
2929





