ادعاهایی در حد لالیگا!

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ اظهارات اخیر امیر قلعه‌نویی در یک جمع خودمانی با رسانه های همسو بیش از آنکه یک نشست خبری برای پاسخگویی به اتفاقات جام جهانی، ناکامی تلخ، وعده های بی سرانجام، اشتباهات فنی و مهمتر از همه عذرخواهی از افکار عمومی باشد، بیشتر شبیه یک دفاعیه بی سر و ته یکسویه در یک دادگاه بدون قاضی و هیات منصفه داشت که دست آخر لابد سرمربی تیم ملی از این دادگاه راضی به خانه بازگشت! او در این مصاحبه بدون سئوال و جواب در جمع موافقان و همراهانش با یک مونولوگ طولانی تنها و تنها از خود و عملکردش دفاع کرد و با ادبیاتی مشعشع منتقدان را نواخت. گویی سرمربی تیم ملی یک قدیس است و احدی حد ندارد از او نقد کند.

سرمربی تیم ملی در بخش‌های مختلف صحبت‌هایش، منتقدان را «بی‌انصاف»، «حسود»، «بخیل» و حتی افرادی دانست که «عقده‌گشایی» می‌کنند و با «لودگی» و «مسخره بازی» به او طعنه می زنند ادبیاتی که نه تنها کمکی به پاسخگویی نمی‌کند، بلکه بیشتر حکم دفاعیه در بیدادگاهی را دارد که فقط قلعه نویی در آن حق دارد ولاغیر. دفاعیه ای که فاصله میان تیم ملی و افکار عمومی را بیشتر می‌کند.

یکی از عجیب‌ترین بخش‌های صحبت‌های قلعه‌نویی، اشاره به تعداد بینندگان بازی‌های تیم ملی بود. او با افتخار گفت که دیدارهای تیم ملی را 6 میلیارد نفر دنبال کرده‌اند و این موضوع را نشانه موفقیت دانست! ادعایی حیرت انگیز که مشخص نیست قلعه نویی آن را از کدام رفرنس و منبع بدست آورده. ادعایی که حتی از ادعای نامه معروف مصدق به هدایت هم عجیب تر و غیرقابل باورتر است! اینکه کدام مرجع به قلعه نویی این عدد را ارائه داده، مشخص نیست اما آیا سرمربی تیم ملی خود به عنوان راوی این جمله، این ادعا را باور کرده؟! این آمار درست همانند اعداد و ارقامی است که صداوسیما از مخاطبانش ارائه می دهد و مدعیست بالای 70 درصد جامعه مخاطبان ثابت و پر و پاقرص برنامه های صداوسیما هستند!

ورای این عدد حیرت انگیز پرسش بعدی و مهمتر اینجاست که آیا تعداد مخاطبان یک مسابقه، معیار موفقیت فنی یک تیم ملی است؟ این درست مثل همان ادعای صداوسیما است که بینندگان بازیهای فوتبال را دلیلی بر موفقیت صداوسیما و مخاطبان پرشمارش می داند. از سوی دیگر اگر کسی بازی تیم ملی را ببیند بدان معناست که تیم ملی موفق بوده؟ طبیعی است که رقابت‌های بزرگ مانند جام جهانی میلیاردها بیننده در سراسر دنیا داشته باشند؛ این آمار متعلق به خود تورنمنت است، نه دستاورد اختصاصی یک سرمربی یا یک تیم. آنچه برای مردم ایران اهمیت دارد، کیفیت فوتبال، نتایج، شخصیت تیم ملی و موفقیت در میدان است، نه تعداد تماشاگران تلویزیونی مسابقات.

قلعه‌نویی در این دفاعیه یکسویه بار دیگر منتقدان را به «حسادت» و «عقده‌گشایی» متهم کرد. این در حالی است که بسیاری از انتقادها از سوی مربیان باسابقه، کارشناسان و رسانه‌هایی مطرح شده که سال‌ها فوتبال ایران را دنبال کرده‌اند و دغدغه موفقیت تیم ملی را دارند. در فضای حرفه‌ای فوتبال، پاسخ نقد با ارائه آمار، تحلیل و استدلال داده می‌شود، نه با نسبت دادن انگیزه‌های شخصی به منتقدان. حتی اگر بخشی از انتقادها تند یا غیرمنصفانه باشد، سرمربی تیم ملی نباید همه مخالفان را در یک دسته قرار دهد. چنین ادبیاتی این پیام را منتقل می‌کند که هرکس عملکرد تیم ملی را زیر سؤال ببرد، از روی «بخل» یا «حسادت» سخن گفته؛ نگاهی که با اصول نقدپذیری در فوتبال حرفه‌ای فاصله دارد.

امیر قلعه‌نویی در صحبت‌های خود وعده داد که درباره موضوع پاداش‌ها «شفاف‌سازی» خواهد کرد، اما در عمل مهم‌ترین پرسشی که طی هفته‌های اخیر افکار عمومی و رسانه‌ها مطرح کرده‌اند، همچنان بی‌پاسخ ماند؛ ماجرای پاداش حدود ۱۴۰ میلیارد تومانی تیم ملی.

در روزهایی که فوتبال ایران با مشکلات مالی، کمبود امکانات در فوتبال پایه، بدهی باشگاه‌ها و بحران زیرساخت‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند، طبیعی است که انتشار اخبار مربوط به پرداخت پاداش‌های چند 10 میلیاردی حساسیت افکار عمومی را برانگیزد. در چنین شرایطی، انتظار می‌رفت سرمربی تیم ملی با شفافیت کامل درباره اصل ماجرا، نحوه پرداخت، میزان پاداش‌ها و صحت یا نادرستی ارقام منتشرشده توضیح دهد.

اما آنچه از صحبت‌های قلعه‌نویی درباره ماجرای پاداش شنیده شد، بیشتر وعده پاسخگویی بود تا خود پاسخ. او از «شفاف‌سازی» سخن گفت، اما وارد جزئیاتی نشد که بتواند ابهامات موجود را برطرف کند. این در حالی است که شفافیت، به معنای ارائه اطلاعات دقیق و مستند است، نه صرف اعلام اینکه بعدها توضیح داده خواهد شد.

موضوع پاداش تیم ملی، یک مسئله شخصی یا حاشیه‌ای نیست. وقتی منابع مالی فوتبال ایران عمدتاً از بودجه‌های عمومی، اسپانسرها و درآمدهای ملی تأمین می‌شود، افکار عمومی حق دارد بداند چه مبالغی، بر چه اساسی و به چه افرادی پرداخت شده. پاسخ به این پرسش‌ها نه لطف به رسانه‌ها و نه منت بر افکار عمومی، بلکه بخشی از اصل پاسخگویی در مدیریت ورزش حرفه‌ای است.

اگر ادعاهای مطرح‌شده درباره رقم ۱۴۰ میلیارد تومان نادرست است، بهترین راه پایان دادن به شایعات، انتشار آمار و اسناد دقیق است. اگر هم این ارقام صحیح هستند، مسئولان فدراسیون و کادر فنی باید درباره مبنای این پرداخت‌ها توضیح دهند. ادامه سکوت یا پاسخ‌های کلی، تنها به گسترش ابهامات و بی‌اعتمادی دامن می‌زند. شفافیت واقعی زمانی محقق می‌شود که هیچ پرسش مهمی بی‌پاسخ نماند؛ به‌ویژه در موضوعی که به منابع فوتبال کشور و اعتماد افکار عمومی گره خورده است.

تیم ملی ایران در آستانه جام ملت‌های آسیا و سپس جام جهانی، بیش از هر چیز به تمرکز، برنامه‌ریزی و پاسخگویی نیاز دارد. مردم از سرمربی تیم ملی انتظار ندارند که با همه منتقدان هم‌نظر باشد، اما انتظار دارند به جای برچسب‌زدن به مخالفان، حمله به این و آن، ادعاهای بدون سند و فکت و مظلوم نمایی، درباره مسائل فنی، روند تغییر نسل، کیفیت بازی‌های تیم و برنامه رسیدن به موفقیت صحبت کند. در نهایت، قضاوت اصلی را نه تعداد بینندگان تلویزیونی، نه جدال‌های لفظی و نه متهم کردن منتقدان، بلکه عملکرد تیم ملی در زمین مسابقه انجام خواهد داد. آنچه در جام جهانی به عریانی مشخص شد.

253 258

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا