چهار سال جنگ، میلیونها آواره و یک اتحاد در حال آزمون: نگاهی به بحران اوکراین در سایه فشارهای ترامپ

خبرآنلاین – رسول سلیمی: چهار سال از روزی که جهان بیدار شد و تصاویر تانکهای روسی در حال پیشروی به سمت کییف را دید. اکنون، در فوریه ۲۰۲۶، جنگ اوکراین به یکی از طولانیترین و پرهزینهترین درگیریهای اروپا از زمان جنگ جهانی دوم تبدیل شده است. اما آنچه این روزها بیش از گلولهها و موشکها خبرساز شده، نه میدان نبرد، که پشت صحنه آن است: اختلافات عمیق در ناتو بر سر سهم هزینهها، فشار فزاینده ترامپ بر متحدان اروپایی، و میلیونها انسانی که میان ویرانهها و زمستان سرد سرگردانند.
سخن نخست: اعداد تلخ، واقعیتهای فراموشنشدنی
آخرین گزارش کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) تصویری نگرانکننده ترسیم میکند: ۳.۷ میلیون آواره داخلی در اوکراین، و ۵.۹ میلیون پناهنده که در کشورهای همسایه، به ویژه لهستان، آلمان و جمهوری چک، زندگی تازهای را آغاز کردهاند. مجموعاً ۱۰.۸ میلیون نفر، یعنی نزدیک به یکچهارم جمعیت پیش از جنگ اوکراین، اکنون به کمکهای بشردوستانه وابسته هستند. فیلیپو گراندی، رئیس UNHCR، هشدار داده که بودجه مورد نیاز برای کمک به این جمعیت عظیم تأمین نشده و کاهش کمکها میتواند فاجعهای انسانی به بار آورد.
آنچه این اعداد را تلختر میکند، آمار بازگشتکنندگان است. حدود ۴.۴ میلیون نفر به خانههای خود بازگشتهاند، اما بسیاری از آنها با ویرانههایی روبهرو شدهاند که دیگر خانه نیستند. سازمان بینالمللی مهاجرت (IOM) گزارش میدهد که بیش از ۵۵ هزار خانه در جریان جنگ آسیب دیده یا به کلی ویران شدهاند. بازسازی این خانهها نیازمند بودجهای عظیم است که هنوز تأمین نشده است. در چنین شرایطی، زمستان سخت امسال که دمای هوا در برخی مناطق به منفی بیست درجه نیز رسیده، برای هزاران خانواده بیسرپناه به کابوسی شبانه تبدیل شده است.
فشار ترامپ بر ناتو: یک معادله قدیمی در قالبی جدید
دونالد ترامپ هرگز از انتقاد به متحدان اروپایی ناتو به خاطر سهم ناکافی در هزینههای دفاعی کوتاه نیامده است. اما آنچه در هفته گذشته رخ داد، فراتر از انتقادهای لفظی بود. ترامپ با لحنی قاطع اعلام کرد که اروپا باید هزینه جنگ اوکراین و بازسازی این کشور را بپردازد و در غیر این صورت، آمریکا گزینههای دیگری نیز دارد. تهدید به تعرفههای تجاری جدید بر کالاهای اروپایی، یکی از ابزارهایی بود که ترامپ برای فشار بر متحدان قدیمی به کار گرفت.
واکنش اروپا اما یکدست نبود. مارک روته، دبیرکل ناتو، که همواره کوشیده است میان دو سوی آتلانتیک توازن برقرار کند، از افزایش بودجه دفاعی کشورهای عضو به بیش از ۲ درصد تولید ناخالص داخلی استقبال کرد، اما همزمان بر لزوم حفظ وحدت در برابر تهدید روسیه تأکید داشت. در پشت صحنه، اما، دیپلماتهای اروپایی از نگرانی عمیق خود از آینده تعهدات آمریکا به ناتو سخن میگویند. یکی از آنها روزنامه گاردین گفته است: «ما دیگر نمیتوانیم روی آمریکا حساب کنیم. شاید بهتر باشد خودمان فکری به حال امنیتمان بکنیم.»
این نگرانی بیاساس نیست. جمهوریخواهان در کنگره که زمانی حامی سرسخت ناتو بودند، اکنون بر سر اولویتهای بودجهای دچار اختلاف شدهاند و برخی از آنها آشکارا میگویند که جنگ اوکراین «مشکل اروپاست، نه آمریکا». در چنین فضایی، طرح ایده «اتحادیه دفاعی اروپا» یا «ناتو ۳.۰» که سالها در محافل کارشناسی مطرح بود، بار دیگر زنده شده است.
بازسازی در سایه اختلافات: رویا یا واقعیت؟
بازسازی اوکراین یکی از بزرگترین پروژههای عمرانی و اقتصادی در اروپای پس از جنگ خواهد بود. بانک جهانی هزینه بازسازی را تاکنون بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار برآورد کرده است. اما پرسش اینجاست: این پول را چه کسی باید بپردازد؟
اروپا به رهبری آلمان و فرانسه پیشنهاد داده است که از داراییهای بلوکهشده روسیه در غرب برای بازسازی استفاده شود. این ایده، اگرچه از نظر اخلاقی قابل دفاع است، اما با موانع حقوقی پیچیدهای روبهروست. روسیه تهدید کرده که هرگونه استفاده از داراییهایش را با اقدامات متقابل پاسخ خواهد داد و این میتواند به تنشهای جدیدی منجر شود.
از سوی دیگر، ترامپ اصرار دارد که اروپا باید هزینه بازسازی را بپردازد و آمریکا نقشی در این زمینه نخواهد داشت. این موضع، خشم مقامات اروپایی را برانگیخته است. یکی از دیپلماتهای ارشد اتحادیه اروپا در نشستی خصوصی گفته است: «اگر آمریکا در بازسازی مشارکت نکند، نفوذ خود را در اوکراین برای همیشه از دست خواهد داد. کییف فراموش نخواهد کرد که چه کسی در روزهای سخت کنارش بود.»
چالش مهاجران: از مهماننوازی تا خستگی اروپا
در ماههای نخست جنگ، اروپا با آغوش باز از پناهندگان اوکراینی استقبال کرد. لهستان، آلمان و جمهوری چک میلیونها پناهنده را پذیرفتند و امکانات رفاهی و آموزشی در اختیار آنها گذاشتند. اما چهار سال بعد، «خستگی از پناهنده» در اروپا به وضوح احساس میشود.
در لهستان، جایی که بیش از یک میلیون پناهنده اوکراینی زندگی میکنند، نظرسنجیها نشان میدهد که حمایت عمومی از کمک به پناهندگان کاهش یافته است. افزایش هزینههای زندگی، فشار بر بازار مسکن و نگرانی از رقابت بر سر مشاغل، عواملی هستند که این تغییر نگرش را توضیح میدهند. دولت لهستان نیز کمکهای مالی به پناهندگان را کاهش داده و برخی از آنها را به بازگشت به اوکراین تشویق کرده است.
آلمان نیز با چالش مشابهی روبهروست. شهرداران شهرهای آلمانی از افزایش هزینههای پذیرش پناهندگان شکایت دارند و دولت فدرال را به کمتوجهی متهم میکنند. در چنین شرایطی، بسیاری از پناهندگان اوکراینی با انتخاب دشواری روبهرو هستند: بازگشت به خانههایی که شاید ویران شدهاند، یا ماندن در کشوری که دیگر با آغوش باز از آنها استقبال نمیکند.
پیامد نهایی بحران اوکراین چه خواهد بود؟
آنچه اکنون در ناتو و بر سر بحران اوکراین میگذرد، کاملاً قابل پیشبینی بود. در شرایطی که تهدید مشترک (روسیه) همچنان وجود دارد، اما شکل آن تغییر کرده (از تهدید قریبالوقوع به تهدید مزمن)، کشورها محاسبات هزینه-فایده خود را بازبینی میکنند.
آمریکا تحت رهبری ترامپ، هزینههای خود در اروپا را بیش از منافع آن میبیند. از نگاه واشنگتن، اروپا ثروتمند است و میتواند از خود دفاع کند. پس چرا باید مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه امنیت اروپا را بپردازند؟ این منطق، هرچند از دید اروپاییها کوتهنظرانه به نظر میرسد، در چارچوب واقعگرایی کاملاً سازگار است.
اروپا اما در تنگنای سختی گرفتار شده است. از یک سو، تهدید روسیه واقعی است و ناتو برای مقابله با آن ضروری به نظر میرسد. از سوی دیگر، وابستگی به آمریکا هزینههای سیاسی و اقتصادی بالایی دارد. اروپا میداند که اگر امروز برای اوکراین هزینه نکند، فردا ممکن است نوبت خودش باشد.
اما آنچه ناتو امروز با آن روبهروست، یک آزمون تاریخی است. ناتو در طول هفتاد و چند سال حیات خود، بحرانهای زیادی را پشت سر گذاشته است: از خروج فرانسه از ساختار نظامی یکپارچه در دهه ۱۹۶۰ تا حمله روسیه به گرجستان در ۲۰۰۸ و الحاق کریمه در ۲۰۱۴. اما شاید هیچکدام به اندازه امروز، انسجام داخلی این پیمان را به چالش نکشیده باشد.
چالش امروز، تهدید خارجی نیست، بلکه اختلاف داخلی است. ترامپ با صراحت تمام میگوید که اگر اروپا سهم خود را نپردازد، آمریکا ممکن است از تعهدات خود عقبنشینی کند. این تهدید، اگرچه احتمالاً عملی نشود، اما اعتماد را فرسایش میدهد. ناتو بدون اعتماد، فقط یک تشریفات دیپلماتیک است.
اروپا برای مقابله با این چالش، دو گزینه پیش رو دارد: نخست، پذیرش شرایط آمریکا و افزایش بودجه دفاعی. دوم، حرکت به سمت استقلال راهبردی و ایجاد ساختارهای دفاعی مستقل. هر دو گزینه هزینههای خاص خود را دارند. گزینه اول، وابستگی را تداوم میبخشد. گزینه دوم، به سرمایهگذاری عظیم و زمان طولانی نیاز دارد.
در نهایت، آنچه نباید فراموش کرد، انسانهایی هستند که در این میان گرفتار شدهاند. ۱۰.۸ میلیون نفر در اوکراین به کمک نیاز دارند. ۵.۹ میلیون نفر در کشورهای دیگر زندگی میکنند و نمیدانند که آیا هرگز به خانه بازخواهند گشت. پشت هر کدام از این اعداد، داستانی از درد و امید نهفته است. داستانهایی که شاید هرگز در گزارشهای رسمی و تحلیلهای سیاسی جایی نداشته باشند، اما واقعیتی هستند که نمیتوان نادیده گرفت.
۲۱۳/۴۲
منبع: خبر آنلاین





