آیا نتانیاهو به ترامپ برای حمله به ایران فشار وارد میکند؟ / چرایی تمرکز بر دیپلماسی هستهای در مذاکرات ژنو

خبرآنلاین – رسول سلیمی – در دو هفته اخیر سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه بر فشار بر اسرائیل برای جلوگیری از حمله نظامی به ایران متمرکز شد، در حالی که مذاکرات هستهای غیرمستقیم با تهران در جریان بود. ترامپ پس از دیدار بیش از دو ساعته با نتانیاهو، اعلام کرد که بر ادامه مذاکرات اصرار دارد تا شانس دستیابی به توافق حفظ شود و هشدار داد که شکست مذاکرات عواقب سنگینی خواهد داشت. نتانیاهو که برای ارائه اصول مذاکراتی به واشنگتن سفر کرده بود، بر توقف کامل غنیسازی اورانیوم و برنامه موشکی ایران تأکید کرد، اما ترامپ حمله اسرائیل را مانعی برای دیپلماسی دانست.
پرسش کلیدی این گزارش این است: چرا آمریکا اسرائیل را از حمله به ایران بازمیدارد و چشمانداز این فشارها بر مذاکرات هستهای چگونه است؟
روایت رسمی تهران مبنی بر بیتأثیری فشارهای آمریکا و اسرائیل بر برنامه هستهای، با واقعیتهای استراتژیک مانند استقرار ناوهای آمریکایی در خلیج فارس در تضاد است. علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان نیز اسرائیل را به تحریک جنگ متهم کرد و بر استقلال مذاکرات تأکید نمود. این تلاشها در حالی صورت میگیرد که ترامپ بر اعزام ناو هواپیمابر جدید به منطقه فکر میکند تا فشار بر ایران افزایش یابد، اما همزمان از اسرائیل میخواهد صبر کند تا دیپلماسی فرصت داشته باشد.
در همین راستا فشار آمریکا بر اسرائیل برای اجتناب از حمله به ایران طی مذاکرات هستهای، اساساً به منظور حفظ توازن استراتژیک در خاورمیانه عمل میکند زیرا حمله اسرائیل میتواند به تشدید تنشهای نظامی منجر شود و ایران را به سمت بستن تنگه هرمز سوق دهد که ۲۰ درصد نفت جهانی از آن عبور میکند، بر اساس گزارش شورای روابط خارجی در فوریه ۲۰۲۶ که پیشبینی میکند چنین اقدامی قیمت نفت را به بیش از ۱۰۰ دلار در بشکه افزایش دهد و اقتصادهای وابسته به نفت مانند سعودی و امارات را تحت تأثیر قرار دهد، در حالی که آمریکا با استقرار ناوهای اضافی در خلیج فارس تلاش کرده فشار نظامی را بدون درگیری مستقیم اعمال کند اما این اقدامات هزینههای بالایی داشته و بودجه نظامی را به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار در منطقه رسانده است.
در چنین شرایطی این ایده مطرح شده که توافق موقت هستهای با نظارت مشترک عمان و قطر باشد که نه تنها ریسکهای نظامی را کاهش دهد بلکه اعتمادسازی برای مذاکرات گستردهتر ایجاد کند، تحلیل ها نشان میدهد که ترامپ با اصرار بر ادامه مذاکرات، تلاش دارد از حمله اسرائیل جلوگیری کند تا شانس توافق حفظ شود.
از سوی دیگر اصرار آمریکا بر جلوگیری از حمله اسرائیل به ایران، اثرات دیپلماتیک گستردهای دارد و شانس توافق هستهای را افزایش میدهد اما روابط با اسرائیل را تحت فشار قرار میدهد. این فشارها میتواند به عنوان ابزاری برای تغییر رفتار اسرائیل استفاده شود اما نتانیاهو با اصرار بر گنجاندن مسائل موشکی، تلاش دارد مشروعیت دیپلماتیک خود را حفظ کند. همچنین فشار آمریکا بر اسرائیل برای اجتناب از حمله، اثرات اقتصادی مثبتی دارد و از اختلال در بازارهای جهانی نفت جلوگیری میکند زیرا حمله میتواند منجر به افزایش قیمت نفت به بیش از ۱۰۰ دلار شود و اقتصادهای وابسته را تحت تأثیر قرار دهد.
بر اساس گزارش صندوق بینالمللی پول در فوریه ۲۰۲۶ پیشبینی میشود رشد اقتصادی خاورمیانه بدون درگیری ۲ درصد افزایش یابد. به همین دلیل، آمریکا با این فشار، اقتصاد جهانی را حفظ میکند و تلاش می کند با تمرکز بر تحریمهای هدفمند، فرصتهای اقتصادی برای ایران ایجاد کند، این رویکرد اثرات اقتصادی مثبت به همراه دارد، علاوه بر این، جلوگیری از حمله میتواند تجارت منطقهای را افزایش دهد و از رکود جهانی جلوگیری نماید، در نهایت، این استراتژی اقتصادی آمریکا را بر پایه دیپلماسی قرار میدهد تا هزینههای جنگ را کاهش دهد.
در یک سطح تحلیل، فشار آمریکا بر اسرائیل برای اجتناب از حمله به ایران را میتوان به عنوان تلاش برای حفظ توازن قدرت در خاورمیانه تحلیل کرد که در آن آمریکا به عنوان هژمون، منافع ملی خود را اولویت میدهد و از درگیری نظامی که میتواند منابع را هدر دهد جلوگیری میکند، زیرا دولتها بر اساس قدرت و امنیت عمل میکنند و ترامپ با اصرار بر ادامه مذاکرات، تلاش دارد از حمله اسرائیل که میتواند ایران را به سمت هستهای شدن سریعتر سوق دهد جلوگیری کند اما تقاضاهای نتانیاهو برای اصول سختگیرانه، نشاندهنده تلاش اسرائیل برای افزایش قدرت خود است که میتواند به بیثباتی منجر شود.
به همین دلیل، چرایی این فشار بستگی به محاسبات هزینه-فایده دارد جایی که آمریکا با جلوگیری از حمله، شانس توافق را حفظ میکند اما حفظ امنیت اسرائیل برای امریکا کلیدی است،.در چنین شرایطی دیپلماسی خلاقانه مانند استفاده از میانجیگری عمان، میتواند توازن را حفظ کند بدون نیاز به جنگ، علاوه بر این، فشار بر اسرائیل میتواند به عنوان اهرمی برای کسب امتیاز از ایران استفاده شود و امنیت منطقهای را افزایش دهد.
از منظری دیگر، فشار آمریکا را به عنوان فرآیند تصمیمگیری منطقی تحلیل میکند که در آن بازیگران مانند ترامپ و نتانیاهو، گزینهها را بر اساس حداکثرسازی منافع ارزیابی میکنند و جلوگیری از حمله اسرائیل، به آمریکا اجازه میدهد هزینههای اقتصادی جنگ را کاهش دهد بدون از دست دادن مزایای دیپلماتیک، زیرا توافق موقت میتواند نقطه تعادل باشد اما اصرار اسرائیل بر حمله، محاسبات را پیچیده میکند و چشمانداز مذاکرات را نامطمئن میسازد. در این چارچوب، آمریکا می تواند با تمرکز بر منافع اقتصادی، به توافق برسد و ایران را میتواند به انعطافپذیری سوق دهد.
در مجموع، فشار آمریکا بر اسرائیل اثرات استراتژیک، دیپلماتیک، اقتصادی و منطقهای گستردهای دارد که میتواند مذاکرات را تقویت کند اما روابط با اسرائیل را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو برای ایران، تأکید بر مقاومت بدون انعطاف، فرصتها را از دست میدهد. ایده واقع بینانه آن است که توافق موقت با نظارت بینالمللی برای اعتمادسازی و کاهش تنش مطرح شود چرا که عدم موفقیت در مهار اسرائیل میتواند به جنگ منطقهای منجر شود و ثبات خاورمیانه را تهدید کند.
۲۱۳/۴۲
منبع: خبر آنلاین





