فیلترینگ، خودزنی بزرگی که قبح کار غیرقانونی را میشکند

تینا مزدکی_مدتهاست اینترنت با زندگی و روزمره مردم گره خورده است، این روزها زندگی هیچکدام از ما بدون اینترنت پیش نمیرود؛ از خرید ساده و چک کردن اخبار گرفته تا چرخیدن در شبکههای مجازی و اداره کردن کسبوکار. با این حال، چندسالی است که دسترسی به این شبکه حیاتی، با سدی محکم به نام «فیلترینگ» روبهرو شده است. یک طرف این ماجرا مسئولانی ایستادهاند که فکر میکنند با بستن پلتفرمها میتوانند جلوی آسیبها و نفوذ افکار منفی را بگیرند؛ طرف دیگر هم مردمی هستند که اینترنت را نه یک میدان جنگ، بلکه فضایی طبیعی برای زندگی و کار خود میدانند.
اما به نظر میرسد هیچ یک از سیاستگذاران این حوزه از خود نمیپرسند چرا وقتی همه با فیلترشکن این سد را دور میزنند، باز هم این سیاست ادامه پیدا میکند؟ برای بررسی آن دست از پیامدهای فیلترینگ که مستقیم جامعه را هدف قرار میدهد، با امید جهانشاهی، پژوهشگر رسانه به گفتوگو پرداختیم.
فیلترینگ منشاء خسارت است
این پژوهشگر در پاسخ به این پرسش که با وجود وعدههای فراوان، چرا رفع فیلترینگ در کشور اجرایی نمیشود؟ میگوید:« در کشور ما نیروی سیاسی و تفکری وجود دارد که به شدت از فیلترینگ دفاع میکند. چون بر این باور است که فضای مجازی زمین بازی دشمن است. البته تعبیر دقیقتر در اینجا رسانههای اجتماعی است. یعنی معتقدند رسانههای اجتماعی ابزار نفوذ و گسترش ایدههای اپوزیسیون و جریان معاند میشوند.»
او میگوید در نتیجه این تفکر، اینطور برداشت میشود که با فیلترینگ میتوان آسیبهای رسانههای اجتماعی را کم کرد چراکه به اصطلاح باعث منحرف شدن مردم میشوند. اما این نگاه اساساً غلط است. هم غلط است و هم خود فیلترینگ منشاء خسارت است. چون فیلترینگ خودش منشاء نارضایتیهاست. برای آن آسیبهایی که در مورد اینترنت مطرح میشود، راهکارهای دیگری نیز وجود دارد و فیلترینگ راه حل نیست چون خودش باعث انواع نارضایتیها در بخشهای مختلف میشود.
اینترنت اکوسیستم زندگی است، نه زمین بازی دشمن!
جهانشاهی با تاکید بر این موضوع که فیلترینگ از جنبههای مختلف نارضایتی ایجاد میکند، توضیح میدهد:« اساساً اینترنت امروز برای مردم اکوسیستم زندگی و کسب و کار و ارتباطات و اطلاعات است نه زمین بازی دشمن. به نظرم بزرگترین ضربهای که فیلترینگ میزند، ضربه به اعتماد سیاسی جامعه است. چون فیلترینگ به این معناست که با وجود اینترنت آزاد حکومت دچار مشکل میشود. این خودش بدترین چیز برای حکومت است. به اولین چیزی که آسیب میزند اعتماد مردم به حکومت و نهادهای سیاسی است. اعتماد سیاسی بسیار مسئله مهمی است.»
امید جهانشاهی، پژوهشگر رسانه
بیاعتمادی مادر بحرانهاست
او در پاسخ به این پرسش که این بیاعتمادی سیاسی چه نتیجهای خواهد داشت، میگوید:« میگویند بیاعتمادی مادر بحرانهاست. بیاعتمادی باعث میشود دو طرف همدیگر را نتوانند بفهمند، سوءتفاهم به هم داشته باشند. بیاعتمادی سیاسی یعنی مردم به حکومت و کارامدی نهادهایش باورشان کم میشود. منظور از مردم در اینجا عموم مردم است، وگرنه گروه طرفداران، طبیعی است اعتماد داشته باشند. بههرحال فیلترینگ به اعتماد سیاسی ضربه میزند و در نتیجه کارکردهای اعتماد سیاسی را مخدوش میکند و تضعیف میکند.»
او از جمله این کارکردها به جامعه پذیری سیاسی اشاره میکند و میگوید:« جامعه پذیری سیاسی یعنی مردم ارزشها و آرمانهای سیاسی گفتمان مستقر را بپذیرند و به نسل نوجوان بتوانند منتقل کنند. نسل نوجوان هم بتواند همین ارزش ها را بپذیرد. اگر میبینیم در این زمینه مشکلی هست و گلایههایی از این نظر از بخشی از نوجوانان و جوانان میشود به خاطر مسئله اعتماد سیاسی است که آسیب دیده است. مشارکت سیاسی هم در گرو اعتماد سیاسی است. بدون اعتماد سیاسی مشارکت هم به یک چالش تبدیل میشود. و فقط این دو مورد نیست. فیلترینگ به همه کارکردهای اعتماد سیاسی در جامعه ضربه میزند و میبینیم که ضربه زده است.»
این پژوهشگر رسانه در ادامه میگوید:« عوامل متعددی در کاهش اعتماد سیاسی موثرند و تنها فیلترینگ نیست، اما قطعاً یکی از آنها فیلترینگ است. البته برخی هم میگویند دلیل عمده فیلترینگ فارغ از آن دلایلی که بیان میشود، در درآمدهای کلان و گردش مالی گسترده فروش فیلترشکن هم نهفته است. که البته درآمدهای نجومی و بسیار بالای فروش فیلترشکن، طبیعتاً میتواند لابیهای سیاسی را در مراکز تصمیمگیری بسازد و پشتیبانی کند.»
فیلترشکنها قبح تخلف را شکستهاند
امید جهانشاهی همچنین در پاسخ به این پرسش که با رواج فیلترشکنها آیا میتوان گفت فیلترینگ «قانونگریزی» را به یک هنجار و کنش اعتراضی در زندگی روزمره مردم تبدیل کرده است؟ پاسخ میدهد:« متاسفانه مشروعیت و عادی شدن استفاده از فیلترشکنها در جامعه در واقع قبح کار غیرقانونی را شکسته است. چه چیزی بدتر از اینکه یک کار غیرقانونی در عرف جامعه و نزد عموم مشروع باشد. این خودش عامل کاهش اعتمادی سیاسی است. تریبونهای رسمی میگویند فیلترشکنها غیرقانونی هستند اما در عین حال همه جا میفروشند و دردسترس هستند.»
او همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا در دورانی که فیلترینگ کارکرد فنی خود را از دست داده، راهی به جز فیلترینگ نیست تا دغدغه مسئولان را همراه با رفع نیاز کاربران برطرف کند؟ میگوید:« دغدغههای جدی در بین موافقان فیلترینگ وجود دارد. مثلاً میگویند در شکلگیری وقایع ۱۸و ۱۹ دی، رسانههای اجتماعی و به ویژه اینستاگرام نقش داشتند و زمینه ساز رشد جریان معاند در بین بخشی از نوجوانان و جوانان بودند. این حرفها درست است اما مسئله این است که اینستاگرام در چه بستری باعث گسترش دیدگاههای به اصطلاح معاند و اپوزیسیون شد؛ این مسئله اصلی است.»
او میگوید:« اینستاگرام در بستر بیاعتمادی و ناامیدی باعث تشدید و گسترش رویکردهای معاند شد. این ذهنیتهای اعتراضی، ناامیدی و بیاعتمادی موجود در جامعه بود که به اصطلاح باعث شکلگیری نگاه به بیرون شد و در اینستاگرام خودش را آن طور نشان داد. اول باید ببینیم چرا در بین بخشی از جوانان بیاعتمادی و ناامیدی و نگاه به بیرون وجود دارد. این ریشه و زمینه را باید رفع و اصلاح کرد. بله، رسانههای اجتماعی میتوانند تهدید باشند اما آنچه آنها را به تهدید تبدیل کرده است، عواملی است که یک بخشی از جامعه را از جمهوری اسلامی ناامید کرده است، عواملی است که باعث کاهش اعتماد سیاسی در جامعه شده است. آن عوامل را باید شناسایی کرد و برایشان تدبیر کرد تا اینستاگرام و تلگرام تهدید نباشند.»
نباید صورت مسئله را پاک کرد
این پژوهشگر رسانه توضیح میدهد:« اینکه بگوییم چون صدای معاندان از رسانههای اجتماعی میآید و چون مثلاً تلگرام و اینستاگرام باعث گسترش دیدگاههای معاند میشود پس باید فیلتر کنیم خود فریبی است چون اصل مشکل خودش را به شکلی دیگر نشان خواهد داد و جای دیگری و به طریق دیگری با چالش مواجه خواهیم شد. صورت مسئله را نباید پاک کرد، باید مسئلهی ناامیدی و بیاعتمادی بخشی از جامعه را حل کرد. جامعه باید جهتگیریهای رو به توسعه را ببیند، اولویت بودن توسعهی مملکت و رونق کسب و کار را در سیاستها و سخنرانیها و جهتگیریها ببیند تا امیدوار به آینده شود. آن وقت فضای حکم بر رسانههای اجتماعی هم دیگر به تهدید تبدیل نخواهد شد. اتفاقاً همین اینستاگرام تبدیل میشود به فضای تمسخر رویکردهای معاند.»
او در آخر میگوید:« فیلترینگ راه حل نیست. به وضوح ناکارامد است حتی اگر اساساً و ذاتاً نامشروع بودنش را ندیده بگیریم. البته برای خیلی از به ظاهر دلسوزان نظام منبع درآمد خوبی است امادر حقیقت نوعی خودزنی است. چون به اعتماد سیاسی مردم ضربه میزند، چیزی که خودش زمینهساز تهدیدها است. آن تهدیدهایی که قرار است فیلترینگ رفع کند را در حقیقت یک گفتگوی سیاسی اجتماعی برای توسعه ایران حل میکند. گفتگویی که هم باعث مشارکت و اعتماد مردم میشود، هم آگاهی سیاسی را ارتقا میدهد. همه اینها یعنی تثبیت نگاه به درون.»
۵۸۳۲۳ منبع: خبرآنلاین





